روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو من خوب می شناختمش نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود حتی زمان مرگ آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب آن بیقرار عشق چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو شب در میان تاریکی در نور ماهتاب هر روز در درخشش خورشید تابناک هر لحظه در برابر آیینه ی زمان آن دختر سکوت در انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد هرگز خیانتی به دستان تو نکرد هرگز نگاه پاک و زلال تو را با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد تا آخرین نفس در انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش ! کمی زودتر می آمدی اما بگو من خوب می دانم حتی در آن جهان آن خفته ی خموش ؛ در انتظار دیدن رویت نشسته است روز ی اگر ....... اما ؛ نه ؛ او هیچوقت دیگر نمی آید کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم ..............

عشق الکی
X
تبلیغات
رایتل



لحظه تلخ جدایی
یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1387

۲ماه و ۹روز بود که همدیگرو ندیده بودن؛هیجان و اضطراب تو چشم هردوشون دیده میشد.ساعت۷:۳۰صبح یکشنبه توی پارک نیاوران.ساعت۱۲:۳۰یه جای بلند تو کوههای دربند.ساعت۳:۱۰توی ماشین ...دختر:اگه من رازمو بهت بگم قول میدی فقط توی دل خودت بمونه؟پسر:قول.به هیچ کسی هم نمی گم.دختر:إم م م م...میدونی...خیلی دوست دارم .توی این مدت خیلی دلم برات تنگ شده بود.کاش تا آخر عمر فقط فقط مال من باشی.مال خود خودم.بعد از۴سال این اولین باری بود که دختر از احساسش با پسر حرف میزد.پسر یهو ساکت شد.خیره شده بود توچشمای دختر...پسر:اگه بدونی چقدر دلم میخواست اینو از تو بشنوم!منم خیلی دوست دارم عزیز دلم...خودت خوب میدونی که فقط فقط مال توام.مال خود خودت.تا آخر عمر؛ولی یه شرطی داره توام قول بدی فقط فقط مال من باشی تا آخر عمر...بعد پسر تو گوش دختر یه چیزی زمزمه کرد...ساعت۶:۴۰اتوبان امام علی(ع).سرعتشون رفته بود بالا؛یه ماشین از راست ازشون سبقت گرفت؛سپر به سپر شدن؛پسر نتونست ماشینو کنترل کنه خوردن به گارد ریل و ماشین پرت شد رو هوا؛هنوز به خودشون نیمده بودن که یهو یه ماشین با سرعت خورد بهشون؛و هردوشون از هوش رفتن.بعد از ۳روز دختر بهوش اومد؛بعد از۸روز پسر هنوز بهوش نیامده بود.روز۹وقتی که دختر با سرمی که توی دستش بود داشت می اومد ملاقات عزیزش دید پرستارا دارن میدون سمت اتاق پسر؛رنگش پرید.بدنش یخ کرد.سرش داغ شد.پاهاش سست شده بود.خودشو رسوند به اتاق پسر ولی پسر...شاید خدا نمی خواست...رفت توی اتاق گریش بند نمی اومد برای اولین بار سرشو گذاشت رو سینه پسر؛برای اولین بار پسرو محکم بغل کرد.خاطره ها یکی یکی از جلوی چشماش میگذشتن...باورش نمی شد که خدا اون دوتا رو با هم نمیخواست.برای اولین بار پیشونی زخمی پسرو بوسید و برای آخرین بار در کمال ناباوری بابدن بی جون عشقش خداحافظی کرد.می خوایید بدونید پسر روز آخر چی تو گوش دختر زمزمه کرد:                     

زمرگم من نمی ترسم

اگر دنیا سرم ریزد

از این ترسم که بعد از من

                  گلم را دیگری بوسد.           

      

 

منو اصلی
خانه
درد دل

بر سر سنگ مزارم بنویس
زیر این سنگ جوانی خفته است
با هزاران ای کاش
و دو چندان افسوس
که به هر لحظه عمرش گفته ست

وضعیت مدیر در یاهو





برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام خود را بالا و ایمیل خود را در پایین وارد کنید.
جستجو
آخرین مطالب
دوستان

لینک خود را اضافه کنید

پسری با کفش های کتانی
ساعت تنهایی
عاشق نامرئی
معمار
رز ۲ رنگ
سایبان عشق
ویدا
سیمرغ
sasaly
سیمرغ
طلسم تنهایی
دهکده رویا
صبر سنگ
اشک های نیمه شب
عشق ممنوع
تا شقایق هست می مانم
فریاد در تنهایی
عشق پاک
دلم برات تنگ شده
کوچولوترین کوچولوهای آسمونی
زبان عشق
خلوتی عاشقانه
برای امروز ٬ فردا و همیشه ام
شیدایی
غزلواره های من
دلتنگی های من
*همه چیز در مورد دی جی و ترنس*
گیتارینه
love30t
هزاری
گوره خاطره ها
دروازه عشق
قالب
* مزه عاشقی *
لولوی مهربون
حضرت عشق( روزبه)
عاشقان
new-mp3
حرف های من نوجوون
ُُُTNT666
کابوس عشق
من و تنهایی یک عمر خاطرات
*دختر یخی*
نجوای نیمه شب
دفتر دل
فنچ کوچولو
تارنمای تنهایی یوسف
بروز ترین سایت دانلود موزیک
ساینا
آفتاب ایرانی
دست نوشته های من
گلدون شکسته
جیر جیرک
در امتداد لحضه ها
پاتوق عاشقان شکست خورده
دختر برفی
تاج خورشید
ضد حال به دختر پسرا
شقایق
*یواش بیا تو*
غمنامه های عاشقی
دل نوشته های من دلتنگ
تنها
سیاوش عشقیار
قاب تجسم رویاهای یک معمار
خط عشق
بهونه دلتنگی
نبشته های من
بزرگترین وب سایت اختصاصی دیوانگان پرسپولیس زلزله
بزرگترین پایگاه خبر رسانی لیگ برتر ایران
هرچی که تو بگی
برگ ریزان
آزاد و رها
دختر خاکستری
دوست دارم
روح رویایی عشق
چرا تنهام گذاشتی؟
عشق سر زده
رهگذران
ردپا : 778620