روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو من خوب می شناختمش نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود حتی زمان مرگ آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب آن بیقرار عشق چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو شب در میان تاریکی در نور ماهتاب هر روز در درخشش خورشید تابناک هر لحظه در برابر آیینه ی زمان آن دختر سکوت در انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد هرگز خیانتی به دستان تو نکرد هرگز نگاه پاک و زلال تو را با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد تا آخرین نفس در انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش ! کمی زودتر می آمدی اما بگو من خوب می دانم حتی در آن جهان آن خفته ی خموش ؛ در انتظار دیدن رویت نشسته است روز ی اگر ....... اما ؛ نه ؛ او هیچوقت دیگر نمی آید کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم ..............

عشق الکی
X
تبلیغات
رایتل



جدایی....
چهارشنبه 1 دی‌ماه سال 1389

گل سرخ قصه مون با شبنم رو گونه هاش 

دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش 

خونه ی اون حالا یه گلدون سفالی بود 

جای یارش چقدر تو این غریبی خالی بود 

یادش افتاد یه روز یه باغبون دو بوته داشت 

یه بهار اون دوتا رو کنار هم تو باغچه کاشت 

با نوازهای خورشید طلا قد کشیدن 

قصه شون شروع شدو همش به هم می خندیدن 

شبنمای اشکشون از سر شوق و ساده بود 

عکس دیوونگیشون تو قلب هم افتاده بود 

روزای غنچه گیشون چقدر قشنگ و خوش گذشت 

حیف لحظه هایی که چکیدو مرد برنگشت 

گلای قصه ی ما از اهالی شهر بهار 

نبودن اشنا با بازی تلخ روزگار 

فکر می کردن همیشه مال همن تا دم مرگ 

بمیرن؛با هم می میرن از غم باد و تگرگ 

یه روز اما یه غریبه اومد و اروم و برد 

یکی از عاشقای قصه ی ما رو چید و برد 

اون یکی قصه ی رفتن و باور نمی کرد 

تا که بعدش چیده شد با دستای سرد یه مرد 

گلای قصه ی ما عاشقای رنگ حریر 

هر کدوم یه جای دنیا بودن و هر دو اسیر 

هیچ کی از عاقبت اون یکی با خبر نبود 

چی می شد اگه تو دنیا قصه ی سفر نبود 

قصه ی گلای ما حکایت عاشقیاس 

مال یاسا؛پونه ها؛اطلسیا؛رازقیاس 

که فقط تو کار دنیا دل سپردن بلدن 

بدون اینکه بدونن خیلیا خیلی بدن 

یکیشون حالا تو گلدون سفال خیلی عزیز 

اون یکی برده شده واسه عیادت مریض 

چقدر به فکر هم اما چقدر در به درن 

اونا دیگه تا ابد از حال هم بی خبرن 

روزگار تو دنیای ما قربونی زیاد داره 

این بلا رو سر خیلی ها در می یاره 

بازیاش همیشه یک عالمه بازنده داره 

توی هر محکمه کلی برگ برنده داره 

ولی روزگار ما همیشه عادتش اینه 

خوبا رو کنار هم می یاره بعدم می چینه 

منو اصلی
خانه
درد دل

بر سر سنگ مزارم بنویس
زیر این سنگ جوانی خفته است
با هزاران ای کاش
و دو چندان افسوس
که به هر لحظه عمرش گفته ست

وضعیت مدیر در یاهو





برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام خود را بالا و ایمیل خود را در پایین وارد کنید.
جستجو
آخرین مطالب
دوستان

لینک خود را اضافه کنید

پسری با کفش های کتانی
ساعت تنهایی
عاشق نامرئی
معمار
رز ۲ رنگ
سایبان عشق
ویدا
سیمرغ
sasaly
سیمرغ
طلسم تنهایی
دهکده رویا
صبر سنگ
اشک های نیمه شب
عشق ممنوع
تا شقایق هست می مانم
فریاد در تنهایی
عشق پاک
دلم برات تنگ شده
کوچولوترین کوچولوهای آسمونی
زبان عشق
خلوتی عاشقانه
برای امروز ٬ فردا و همیشه ام
شیدایی
غزلواره های من
دلتنگی های من
*همه چیز در مورد دی جی و ترنس*
گیتارینه
love30t
هزاری
گوره خاطره ها
دروازه عشق
قالب
* مزه عاشقی *
لولوی مهربون
حضرت عشق( روزبه)
عاشقان
new-mp3
حرف های من نوجوون
ُُُTNT666
کابوس عشق
من و تنهایی یک عمر خاطرات
*دختر یخی*
نجوای نیمه شب
دفتر دل
فنچ کوچولو
تارنمای تنهایی یوسف
بروز ترین سایت دانلود موزیک
ساینا
آفتاب ایرانی
دست نوشته های من
گلدون شکسته
جیر جیرک
در امتداد لحضه ها
پاتوق عاشقان شکست خورده
دختر برفی
تاج خورشید
ضد حال به دختر پسرا
شقایق
*یواش بیا تو*
غمنامه های عاشقی
دل نوشته های من دلتنگ
تنها
سیاوش عشقیار
قاب تجسم رویاهای یک معمار
خط عشق
بهونه دلتنگی
نبشته های من
بزرگترین وب سایت اختصاصی دیوانگان پرسپولیس زلزله
بزرگترین پایگاه خبر رسانی لیگ برتر ایران
هرچی که تو بگی
برگ ریزان
آزاد و رها
دختر خاکستری
دوست دارم
روح رویایی عشق
چرا تنهام گذاشتی؟
عشق سر زده
رهگذران
ردپا : 778131