روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو من خوب می شناختمش نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود حتی زمان مرگ آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب آن بیقرار عشق چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو شب در میان تاریکی در نور ماهتاب هر روز در درخشش خورشید تابناک هر لحظه در برابر آیینه ی زمان آن دختر سکوت در انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد هرگز خیانتی به دستان تو نکرد هرگز نگاه پاک و زلال تو را با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد تا آخرین نفس در انتظار دیدن رویت نشسته بود روزی اگر سراغ من آمد به او بگو افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش ! کمی زودتر می آمدی اما بگو من خوب می دانم حتی در آن جهان آن خفته ی خموش ؛ در انتظار دیدن رویت نشسته است روز ی اگر ....... اما ؛ نه ؛ او هیچوقت دیگر نمی آید کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم ..............

عشق الکی
X
تبلیغات
نماشا
رایتل



پرواز
سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1395



تموم اون شب رو پای درخت چنار نشستم و به یه گنجشک خیره شدم!

چند باری هم تلاش کردم که باهاش دوست شم اما هر بار که بهش نزدیک می شدم، می ترسید و پرواز می کرد

، اونجا بود که یه کشف بزرگ انجام دادم! کشف کردم که چقدر شبیه اون گنجشکم،

اون هم مثل من از آدم ها می ترسید، فرقی واسش نداشت اون آدم خوبیه یا بد،

از هرکی که بهش نزدیک می شد می ترسید، چون آدم قبلی ها خیلی اذیتش کرده بودن.

تا اینکه اون گنجشک پرواز کرد و رفت پیش دوست هاش، دوست هایی که مطمئن بود با تیرکمون نمی کشنش، و

من فهمیدم که نه مثل اون بال دارم و نه دوست های گنجشکی دارم که بتونم باهاشون پرواز کنم.


مادربزرگ
چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1394

مادربزرگ می گفت
رد پای عشق را دنبال کنی می رسی آخر دنیا - نوک کوه قاف
به شهری که همه آدمهایش خوشبختند
رد پای عشق را دنبال می کنم
اما انگار آخرش به آسمان رسیده
خوب شد مادربزرگ دیگر نیست
تا ببیند شهر خوشبختی را به آسمان برده اند
و دیگر هیچ جای زمین شهر خوشبختی نیست حتی نوک کوه قاف
این روزها سخت مشغولم
دنبال کسی می گردم که پرواز بلد باشد

عشق الکی
سه‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1394

چه کلمه پست و حقیری  شده عشق که بازیچه دست هر لاابالی به چشم چیزی دیدم که می خوام روی هرچه دوست داشتن عق بزنم و هرچی دوست دارم رو بالا بیارم هنوز ام میگم عشق الکی 

نگران منی
سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393

مگه میشه باشی و تنها بمونم  

محاله بذاری محاله بتونم 

دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره  

هنوزم به جز تو کسی رو نداره 

عوض می کنی زندگیمو 

تو یادم دادی عاشقیمو 

تو رو تا ته خاطراتم کشیدم  

به زیبایی تو کسی رو ندیدم 

نگو دیگه آب از سر من گذشته 

مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته 

تحمل نداره نباشیدلی که تو تنها خداشی

هوا بیــ خاطره شد
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392

هوا بیــ خاطره شد

وقتی انگشتانتــ رویاهایمــ  را رها کرد و رفتــ
به منــ نگاه کنــ
که روزی به دنبال تعبیر رویای پاکــ خنده هایتـــ از گذرگاه احساســ های گمشده
به سویت  دویدمــــ
و تو تنها برگشتیــ و لبخند زدی....واکنون این منمــ
که سرشار از حجم تردید بودنمـــ
که حتی سایه امــ شبیـــ بی هیچــ بهانه
در امتداد حصار تنهاییمـــ ناباورانه رفتـ
وتو پراز تکرار نبودنیــ..به منــ نگاه کنـ
به منــ که رویایــ بودنتـــ را
درچهار چوب یادگاری نگاهتــ
قابــ گرفته امــ
سال هاستـــ ...

مرور
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392

چقدر باید بگذرد ؟!


تا من 


در مرور خاطراتم 


وقتی از کنار تو رد میشوم 


تنم نلرزد .....


بغضم نگیرد .....؟

خیلی وقته بغــــض گلوموگرفته!
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392

خیلی وقته بغــــض گلوموگرفته!

                                خیلی سخته

که بعدازرفتنش هنوزم باتمام وجوددوسش داشته باشی

اماوقتی کسی میاددلداریت بده...

بهش میگی فراموشش کردم!

میگی دیگه برام مهم نیست!!!

تواین لحظه بزرگترین سوتی اینه که

بغضت بشکنه و زارزارگریه کنی!!!

اون وقته که همه می فهمن هنوزم تموم دنیاته

زودتر
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392

تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت


 میکنم 

 پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…

جوابم نکردی…

برای خداحافظی …خیلی دیر بودخیلی دیر !!

هــرگــز!!!
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392

تــلـخ تــر از خــود جــدایــی‌هــا

آنــجـایــی اســت کــه بــعـدهــا آن  دو نفــر

هــی بــایــد وانــمـود  کنــند کــه چــیـزی بــینـشـان  نــبوده!!

کــه هیـــچ اتــفـاقـی نیــفـتـاده!!!

کــه از همــدیــگر  هیــچ خــاطــره‌ای نــدارنــد!

هــی بــایــد وانــمـود کــنـنـد...! 

نمــیـگویــم فــرامــوشــم نــکـن...

هــرگــز!!!

ولــی  گـــاهـی

 بــه یــاد آور کــسـی راکــه میــدانــی نخــواهـی رفــت از یــادش ...

غمگینم
چهارشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1392


دلم یک جای دنج میخواهد

آرام و بی تَنِش

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی!

تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد

مثلا آغوش تو !

1 2 3 4 5 ... 37 >>
منو اصلی
خانه
درد دل

بر سر سنگ مزارم بنویس
زیر این سنگ جوانی خفته است
با هزاران ای کاش
و دو چندان افسوس
که به هر لحظه عمرش گفته ست

وضعیت مدیر در یاهو





برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام خود را بالا و ایمیل خود را در پایین وارد کنید.
جستجو
آخرین مطالب
دوستان

لینک خود را اضافه کنید

پسری با کفش های کتانی
ساعت تنهایی
عاشق نامرئی
معمار
رز ۲ رنگ
سایبان عشق
ویدا
سیمرغ
sasaly
سیمرغ
طلسم تنهایی
دهکده رویا
صبر سنگ
اشک های نیمه شب
عشق ممنوع
تا شقایق هست می مانم
فریاد در تنهایی
عشق پاک
دلم برات تنگ شده
کوچولوترین کوچولوهای آسمونی
زبان عشق
خلوتی عاشقانه
برای امروز ٬ فردا و همیشه ام
شیدایی
غزلواره های من
دلتنگی های من
*همه چیز در مورد دی جی و ترنس*
گیتارینه
love30t
هزاری
گوره خاطره ها
دروازه عشق
قالب
* مزه عاشقی *
لولوی مهربون
حضرت عشق( روزبه)
عاشقان
new-mp3
حرف های من نوجوون
ُُُTNT666
کابوس عشق
من و تنهایی یک عمر خاطرات
*دختر یخی*
نجوای نیمه شب
دفتر دل
فنچ کوچولو
تارنمای تنهایی یوسف
بروز ترین سایت دانلود موزیک
ساینا
آفتاب ایرانی
دست نوشته های من
گلدون شکسته
جیر جیرک
در امتداد لحضه ها
پاتوق عاشقان شکست خورده
دختر برفی
تاج خورشید
ضد حال به دختر پسرا
شقایق
*یواش بیا تو*
غمنامه های عاشقی
دل نوشته های من دلتنگ
تنها
سیاوش عشقیار
قاب تجسم رویاهای یک معمار
خط عشق
بهونه دلتنگی
نبشته های من
بزرگترین وب سایت اختصاصی دیوانگان پرسپولیس زلزله
بزرگترین پایگاه خبر رسانی لیگ برتر ایران
هرچی که تو بگی
برگ ریزان
آزاد و رها
دختر خاکستری
دوست دارم
روح رویایی عشق
چرا تنهام گذاشتی؟
عشق سر زده
رهگذران
ردپا : 774683