عاشق

 زندگی…
فوران عشق است در بعد زیبای آن وجوشش محبت است ازنگاه عاشق .
عشق…
گذران زمان است دربی زمانی گذر زندگی است در زیبایی..
تنهاترین تنهاست…
اوکه عاشق است ولی معشوق به او بی اعتماد است .
اما افسوس از آن روزی که عاشق چون به معشوق روی کند معشوق رادرحال فرار از خود ببیند.
شاید که تصورش سخت باشد ولی می تواند باشدواز همه زمانها ناراحتکننده تر زمانی است که بخواهی عشقت را ابراز کنی ولی ازبیان آن . آن طور که می خواهی عاجز باشی .شاید این ضعف بعضی آدمهاست ولی ای کاش می شد آن را حل کرد.
ای کاش معشوق هم عاشق را در می یافت و حداقل ازاو فرار نمی کرد.ویا اینکه با عدم رویارویی سبب ناراحتی عاشق را فراهم نمی کرد.
خداوندا ای کاش می توانستم با تمام وجود در مقابل او بایستم و به چشمانش بنگرم و بگویم که چقدر اورا دوست دارم ولی افسوس………. که رفت
 

شکست در عشق

بعضی وقتها تو اتفاقهایی که برام می افتاد سخت احساس دل تنگی میکردم.دلم میخواست یک سنگ صبور داشتم و براش حرف میزدم.یکی رو داشتم که بتونم سرم و بگذارم رو شونش و اونقدر گریه میکردم که بیهوش میشدم.حالا که دیگه همه چیز تموم شده دلم میخواد لحظه لحظه اون اتفاق هارو و اون احسا، سارو براتون بگم. بگم چی شد که عاشق شدم.چی شد که تو بازی عشق باختم.
از همون نگاه اول که دل خودشو باخت تا اون وقتی که دل بی گناهو با تمام پاکیهاش شکستن.
دوست عزیز شاید برات این حرفها جالب نباشه ولی هرچی که هست واقعیت های زندگی منه . واقعیت هایی که با تمام احساس و پوست و گوشتم احساس کردم .اینارو میگم تا تو دوست خوبم تو این بازی پیچ در پیچ و مبهم عشق شکست نخوری.


 

معرفی

سلام ، سلامی به گرمی آفتاب سوزان
امید وارام دوستانی که به وبلاگ می آیند هال شون خوب باشد
مقدمه شوما رو به این وبلاگ صمیمانه تبریک می گم
هالا بریم سر اصل مطلب یعنی معرفی

من پسری هستم که قلبم از دسته کسی که دوستش داشتم شکست

من قلب و اهساسم رو دادم دسته ... ولی او مرا فراموش کرد

هالا فکر کونم فهمیده باشید چرا اسم وبلاگم رو جوزاشتم عشق الکی

این بود معرفی من اگر سوالی بود از خودم بپورسید

معرفی خودم رو با یک شعر به اتمام میرسونم

و این جا اضافه کونم که عشق من رفت سوراق سرنوشت خودش که البته ،

بی انصافی نباشه خودش دوست نداشت بره

عاشق شودن من هم برای خودش ماجراها داره که بعد براتون میگم

هالا نوبت شعر و اتمام معرفی

یاد آن روز که در صفهه ای شطرنج دلت شاه عشق بودمو

با کیش رخت مات شودم
ای خدا به کی بگم دوستش داشتم